افیون روشنفکران

هیچ کتابی تا این اندازه روی من تاثیر نگذاشته و روزی نیست که مباحثش رو مرور نکنم… نمی دونید چقدر حس خوبیه وقتی در قرن حاضر کتابی رو پیدا می کنید که موافق و همفکر گرایش های سیاسیتون باشه چون دنیا از چپ ها اشباع شده و قبل تر هم از افیونی وحشتناک تر… یعنی مارکسیست ها

من یک راستگرا هستم و به این قضیه می بالم و افتخار می کنم… من از هر گرایش چپی بیزارم و انقدر از دروغ ها و کثافت های چپ زده شده ام که ناخود آگاه خودم و آرمان های زندگیم رو در ضد چپ دیدم… من عاشق آزادی هستم و موافق دموکراسی و جمهوری هستم و مخالف حکومت های پادشاهی … من عاشق آزادی بیان هستم و نمی تونم چیزی که چپ امروز اسمش رو political correctness گذاشته رو درک کنم. من عاشق ملیت و ملی گرایی هستم و هیچ چیزی رو بالاتر از مردم و منافع ملی نمی بینم

من مدافع سرسخت بازار آزاد و سرمایه داری هستم
__________________________________
راجع به کتاب
رمون آرون و این کتاب سرگذشت غریبی داره… جنگ جهانی دوم تمام شده… فرانسه ی تحقیر شده اما برنده ی نهایی جنگ حالا با مشکل بزرگتر و جدی تری روبه رو است… فشار شدید جبهه ی شووری از هر قسم فرانسه و آزادی فرانسه رو تهدید می کنه… سارتر می گوید ضد کمونیست سگ است! و چشم هایش را به روی جنایت های هولناک بلوک شرق می بندد… عاشق کمونیست است اما از دور… از فرانسه، رویای کمونیست بسیار زیباست و نه از درون آن… در درون آن شخصی مانند سارتر اجازه ی زندگی کردن ندارد
و اینجا رمون آرون کتابی می نویسد شدیدا ضد چپ و مارکسیستی و پته ی تمام دروغ ها و اسطوره های خیالی چپ را به روی آب می ریزد… از وحشت انقلاب ها می گوید… تاریخ را مرور می کند و مطلقا از جامعه ی روشنفکری فرانسه طرد می شود… مارکسیست را افیونی معرفی می کند که روشنفکران نسل حاضر مجذوبش شده اند و حاضر به قبول واقعیت هایش نیستند
__________________________________

چرا در قرن بیست و یکم باید این کتاب را بخوانیم؟

مگر نه اینکه کمونیسم از بین رفته و خطر چپ افراطی وجود ندارد؟خیر بلشویسم و چپ افراطی هیچ وقت از بین نمی رود و مانند مار پوست می اندازد.هنوز هم می گویند کمونیسم در اصل ان چیز خوبیست و فقط بد اجرا شده!!!!!انگار یادشان رفته گرسنگی و کثافت دولت های کمونستی چگونه بود و حتی چین هم وقتی از یوغ اقتصاد سوسیالیستی خارج شد چه جانی در رگ های اقتصادی اش تپید

چگونه نیچه بخوانیم

نیچه برهوت انسانی را به تصویر می کشد که هر لحظه اش فاقد انگیزه شده.نیچه فیلسوفی است مجنون با افکاری خدا گونه،که از خوش یمنی بشر،به سان شاعران می نویسد

او نیهیلیست یا پوچ گرا نبود…چون نمی توانیم نبوغ دیگران را درک کنیم،ناچاریم انها را در یک طبقه بندی جامعه شناسی قرار دهیم تا شاید توان فهمیدنشان را پیدا کنیم و وقتی انها را طبقه بندی کردیم سر رشته ی افکارشان از دستمان در می رود

خدای نیچه مرده است چون با ناپدی شدن خدا به مثابه ی ضامن هستی شناختی هویت،خود به صحنه ی مجموعه ای نامحدود و نا معین از هویت ها و دگرگونی ها تبدیل می شود
_____________________________________

چگونه نیچه بخوانیم

ابتدا از شاهکار شاعرانه ی او یعنی چنین گفت زردشت شروع کنید.باید کمی فلسفه بدانید تا بتوانید این کتاب را زندگی کنید.کتاب به زبان فلسفه نوشته نشده و ممکن است عموم مردم بتوانند این کتاب را درک کنند اما پیش زمینه های تاریخی فلسفه را می خواهد

اگر بخواهید چنین گفت زردشت را درک کنید باید کتاب حکمت شادان را بخوانید زیرا در بین فاصله ی کتاب فجر و چنین گفت زردشت نوشته شده و مفاهیمی مانند ابر انسان و اراده معطوف به قدرت در ان بیان شده.
تاملات نابهنگام راجع به چهار رساله است که دو رساله ی آن راجع به واگنر و شوپنهاور است و به نظر من فهمش برای عموم ممکن است

____________________________________

کتاب های تخصصی نیچه

غروب بتان کتابی است که به شدت به کلیسا و مسیحیت تاخته و کتاب کم حجمی هم هست و برای شروع نیچه خوانی حرفه ای بسیار خوب است

بعد می توانید انسانی،بسیار انسانی را بخوانید.این کتاب در زمانی نوشته شده که از واگنر کناره گیری می می کند و بیانگر تحول فکری اوست

فراسوی نیک و بد
این کتاب حاصل زمستانی سخت از پایان عمر اوست و مقصود نویسنده از نگارش این کتاب نگاه به فلسفه ی اینده است

اراده ی قدرت
یکی از شگرف ترین و شاهکاری از نیچه که شاکله ی تمام فلسفه ی این فیلسوف آلمانی است و برای خواندن آن حتما باید کتاب های قبلی او را کامل مطالعه کرده باشید
_____________________________________

کتاب های پس از جنون
نیچه در اخر عمر دچار جنون شد و مقالات زیادی در این باره هست که می توانید بخوانید کتاب هایی که در دوران نوشته شده اند
واپسین شطحیات و “این است انسان” که در اخر باید خوانده شود

کتاب اکنون میان دو هیچ نیز مجموعه اشعار نیچه است

نقد کتاب وقتی نیچه گریست


“انتخابی را تحسین می کنم که انسان را به بیشتر از آنچه باید باشد، تبدیل کند”

وقتی نیچه گریست، یک رمان تاریخی با پیش زمینه ای فلسفی و روان‌شناختی است که توسط اروین د. یالوم نوشته شده

کتاب رویارویی خیالی نیچه فیسلوف آلمانی و یوزف برویر پزشک معروف و استاد زیگموند فروید است

اتفاقات این کتاب در وین قرن ۱۹ ام رخ می دهد.لو سالومه به دیدن یوزف برویر می رود تا درباره ی بیماری نیچه و راهی برای معالجه ی آن از وی کمک بطلبد

برویر تصمیم می گیرد تا “بیان درمانی” را برای نیچه به کار گیرد.روشی که با آن آنا بیمار قبلی اش را درمان کرده بود و به شهرتش افزوده بود اما نیچه حاضر نیست روان خود را به دست کسی بسپارد و از برویر می خواهد جسمش را درمان کند

ادامه ی کتاب رویار.یی یوزف برویر و نیچه و سعی هرکدام برای درمان دیگری و دوئل های گفتاری که به زیبایی و استادانه توسط نویسنده به تصویر کشیده شده است

این دو مرد اسرار آمیز تا ژرفنا های وسواسی خود بیش می روند و به نیروی قدترمند دوستی می رسند

وقتی نیچه گریست

اروین.د.یالوم

سپیده حبیب

نشر قطره