کوری از ژوزه ساراماگو

ژوزه ساراماگو تمام تلاشش را کرده تا هولناک ترین کتاب ممکن را بنویسید و خوب هم از پس آن برآمده…با خواندن این کتاب احساسات مختلف را تجربه می کنید… خشمگین می شوید، وحشت می کنید و شاید از تمامی انسان ها متنفر شوید

در این کتاب مردی بینایی خود را از دست می دهد و رفته رفته طی یک سری اتفاقات افراد دیگری هم کور می شوند و دولت که احساس خطر می کند مجبور می شود آن ها را از جامعه جدا کند. تعداد قابل توجهی از کورها در قرنطینه هستند و به ناچار باید در فضایی وحشتناک به زندگی ادامه دهند

پشت جلد کتاب


كورى حكايت اخلاقى مدرن است، و مانند داستان هاى اخلاقى كهن پيام هاى اخلاقى را، اما براى مخاطب امروزى، در خود نهفته دارد. به همين دليل است كه باز مانند آن داستان ها، قهرمان هايش نه به نام بلكه با يك صفت ياد مى شوند، و در آغاز كتاب نيز با نقل قول از اثرى ناموجود به نام كتاب موعظه ها، به ما يادآورى مى شود كه اين رمان يك موعظه است. موعظه ى رعايت كردن و مراعات. دنياى سراسر سفيدى پليد و وحشت بارى كه كورشدگان داستان در آن به سر مى برند خاويه ى بى نظمى و آشفتگى است كه نظم روابط انسانى بر آن حاكم نيست و در آن مهم ترين چيزى كه انسان ها نمى بينند حقوق يكديگر است. ساراماگو چهره ى مسيحايى نجات بخشى را جست و جو مى كند كه دوباره درس محبت را به آدم ها بياموزد