معرفی کتاب زندگی مدفون از آلن اسکینز

جو تالبرت، خانواده‌ی خاصی دارد. پدرش قبل از به دنیا آمدن او و مادرش را رها کرده، مادرش هم به اختلال دوقطبی مبتلاست و هم دائم‌الخمر است، و برادر ناتنی‌اش گرفتار اوتیسم است

جو از خانواده‌‌اش به دانشگاهی در شهری دیگر می‌گریزد، و برای یک پروژه‌ی زندگی‌نامه‌نویسی در آغاز تحصیلاتش به سراغ پیرمردی در آسایشگاه سالمندان می‌رود تا تکلیفش را به آسان‌ترین شکل انجام دهد. اما به‌زودی معلوم می‌شود که پیرمرد کهنه سرباز ویتنام و قهرمان ملی است، که به دلیل تجاوز به یک دختر نوجوان و قتل او به حبس ابد محکوم شده و روزهای آخر عمرش را به دلیل بیماری در آسایشگاه می‌گذراند

جو می‌خواهد بداند که این پیرمرد واقعاً یک هیولای کودک‌آزار است یا دست‌های دیگری در کار سرنوشت او بوده، تا شاید خودش هم آرامش گمشده‌‌اش را به دست آوَرد. او همراه دختر سردمزاجی به نام لی‌لا قدم به قدم در دل معمایی جنایی پیش می‌روند که حل آن می‌تواند معنای مدفون زندگی و عشق را برای آن‌ها آشکار کند

یک رمان جنایی و معمایی اصیل آمریکایی با تم روانشناختی… و واقعا از خوندنش لذت بردم. کتاب کشش خیلی زیادی داره و تا آخر کتاب شما رو میخکوبتون می کنه.


جین ایر از شارلوت برونته

حتی کتاب هم راجع به اینکه “چرا باید کلاسیک ها رو بخونیم” نوشته شده. ادبیات کلاسیک رو معمولا رمان هایی می دونن که پر از رمانتیسم و توصیفات شاعرانه است و بعضاً خوندنشون هم می تونه خسته کننده باشه .ولی کلاسیک ها به هیچ عنوان خسته کننده نیستند. حداقل برای نسل ما و برای انسان مدرن اینجوری نیستند

هنوز هم می شه زیباترین توصیف از انسانیت و روابط آدم ها رو در لابه لای این کتاب ها پیدا کرد. ما کلاسیک ها رو می خونیم تا بتونیم تاریخ رو درست درک کنیم. مثلا در همین رمان جین ایر می تونیم وضعیت زنان در دوران ویکتوریایی رو مشاهده کنیم.اینکه چه فرصت های محدودی داشتند و تنها راه مقابله با این بی عدالتی های جنسیتی، نوشتن بود تا این اندیشه ها رو به بقیه انتقال بدن.

درباره ی کتاب


این رمان درباره ی دختری است که با سختی های زیادی بزرگ می شه و پدر و مادرش رو در کودکی از دست می ده و بعد از اینکه ناملایمت های زیادی از طرف بستگانش می بینه به پرورشگاه برده می شه. با سمت معلمی به خانه ی اشرافی می ره و ارباب خانه آقای روچتسر به اون علاقه مند می شه

متن کتاب



«فکر می‌کنی می‌توانم بمانم و برای تو به موجود بی مقداری تبدیل شوم؟ فکر می‌کنی من یک ماشین هستم؟ ماشینی بدون احساس؟ تو می‌توانی تکه‌های غذای که از دهانم بیرون می‌آید و قطرات آبی که از فنجانم بیرون می‌ریزد را تحمل کنی؟ فکر می‌کنی چون فقیرم، سرشناس نیستم، ساده و بی تکلفم، بی روحم و دل ندارم؟ اشتباه می کنی! من هم به اندازه تو روح دارم، به همان اندازه قلب دارم. من اکنون بر اساس آداب و رسوم با تو حرف نمی زنم. حرف زدنم با تو بر اساس عرف و رسوم جامعه نیست، حتی با جسم فانی ایست که با تو سخن می گویم. این روح من است که به روح تو اشاره دارد، انگار که روح هردویمان از قبر عبور کرده باشد و در محضر خداوند ایستاده باشیم، مساوی و برابر، همان گونه که هستیم

ولگرد های دارما از جک کرواک

جک کرواک و کتاب هاش بر روی بسیاری از انسان ها و افراد معروفی از باب دیلن تا چارلز بوکوفسکی تاثیر گذاشته. اسم جک کرواک با دهه ی پرتنش شصت در آمریکا گره خورده و کرواک پایه گذار نسل بیت نیز هست … نسلی سرخورده بعد از جنگ جهانی دوم که به مدرنیته می تاختند … جوون هایی که از انقلاب کوله پشتی تاثیر می گرفتن… با کوله پشتی هاشون از شهر بیرون می رفتن و به کوه و دشت پناه می بردند و به ادیان شرقی نیز علاقه مند بودند

درباره ی کتاب

قهرمان داستان “رِی اسمیت”،جوان سرکشی است که در یک سفر زمستانه به کارولینای جنوبی می ره. ری در هر شرایط آب و هوایی به مراقبه می پردازد و در خلال سفر هایش با جایی رایدر یکی از فراگیران مکتب ذن و علاقه مند به زندگی آشنا می شه

این کتاب برای زمان بودیسمی جک کرواک هست و از دید اول شخص روایت می شه و پر از توصیفات زیبا از سفر های ری است. از قهوه درست کردن تا چیدن قارچ و حس و حالش در موقع یادگیری اشعار هایکو



متن کتاب


“الواه رفت بخوابد و من نشستم و چشم‌هام را بستم و فکر کردم که “فکر کردن متوقف شده”، اما چون ناچار به همین هم فکر می کردم، پس فکر کردن متوقف نشده بود، اما موجی از شادی ریخته بود روی سرم، چراکه می‌دانستم این تشویش‌ها همه‌اش فقط رؤیایی بوده که حالا دیگر تمام شده و مجبور نیستم نگرانش باشم، چرا که من من نبودم؛ و دعا کردم که خدا، یا تاثاگاتا، فرصت و احساس و مقاومت کافی بهم بدهد که بتوانم با مردم از انچه که می‌دانم بگویم (حتا حالا هم نمی توانم درست بگویم)، آن وقت آنها هم آنچه را که من می‌دانم، خواهند فهمید و دیگر نومید نخواهند شد. درخت کهنسال در سکوت داشت نگرانم می‌شد، موجودی زنده. صدای جیرجیر موشی را میان علف‌های باغچه شنیدم. پشت بام‌های برکلی، همچون تنهای زنده‌ی مفلوکی در نظر می‌آمدند که به اشباح غمزده‌ای که از ابدیت ملکوت‌ها می‌آمدند و می ترسیدند ظاهر شوند، پناه می‌دادند. وقتی که رفتم بخوابم، دیگر نه فکر و نه خواهش هیچ پرنسسی و نه نکوهش هیچ کسی مشغولم کرده بود به خود، و حس خوبی داشتم و خوب خوابیدم”

پوست گردو از ای ین مک یوئن

اتفاقاتی در صنعت نشر ایران داره رخ می ده که بعضی موقع ها واقعا هاج و واج می مونم که ایا واقعا این کتاب ها در ایران داره چاپ می شه؟و بعد یه مدت خبرش میاد که کتاب توقیف شده… پوست گردو رو برای این نخوندم تا ببینم چرا توقیف شده و دوباره اجازه ی چاپ گرفته…فقط و فقط به خاطر مک یوئن بوده کسی که در لیست صد فرد تاثیر گذار در فرهنگ بریتانیا در رده ی نوزدهم ام قرار گرفته و انگلیسی ها اون رو می پرستن و انگلیسی های مغرور هر کسی رو بهش انقدر باج و بها نمی دن
____________________________________

درباره ی کتاب

رمان پوست گردو اخرین رمان این نویسنده ی انگلیسی است و با جمله ایی از هملت اغاز می شه «آه خدای من! اگر این خواب‌های پریشان را نمی‌دیدم می‌توانستم در پوست گردویی محصور باشم و خود را پادشاه سرزمینی بی‌کران بدانم.» راوی داستان ما یک جنین است…راوی داخل یک پوسته است. پوسته ای به نام رحم مادر که مأمن اوست…او همه چیز را می شنود و همه چیز را درک می کند…گویا پیش از تولدش متولد شده و بالغ شده ….حرکت‌هایش وابسته به مادرش است، مادری که خائن به پدر است و لاجرم او آنجایی می‌رود که مادر می‌رود و چیزهایی را می‌بیند که مادر می‌بیند و می‌گوید؛ اما در شنیدن مستقل از مادر است. ابزار روایت او شنیده‌ها و همچنین درک حرکات و حس ششم است. شاید بتوان گفت اعجب‌انگیزی انتخاب راوی نه در انتخاب یک جنین بلکه در این است که یک جنین نه از درون که کاملا از بیرون روایت می‌کند بدون آنکه ببیند

ایده ی اولیه این رمان زمانی به ذهن مک یوین رسید که در حال چت کردن یا دختر خوانده ی حامله اش بود و او احساس می کرد که آن کودک درون شکم دخترش هم حضور دارد و می شنود

_____________________________________

چرا باید پوست گردو را بخوانیم؟

اول اینکه ترجمه ی فوق العاده خوبی داره و خانم شایان از پس متن سنگین یوئن خیلی خوب بر آمده
دوم اینکه اگر می خواید یک کتاب خاص و پر مغز بخونید این کتاب رو از دست ندید و خواندنش هم مشکل نیست و سریع جذب لایه های ظریف و فلسفی کتاب می شید
_________________________________
اطلاعات کتاب
پوست گردو/ای ین مک یوئن/فرشته شایان/نشر نفیر/16000 تومان

نقد کتاب وقتی نیچه گریست


“انتخابی را تحسین می کنم که انسان را به بیشتر از آنچه باید باشد، تبدیل کند”

وقتی نیچه گریست، یک رمان تاریخی با پیش زمینه ای فلسفی و روان‌شناختی است که توسط اروین د. یالوم نوشته شده

کتاب رویارویی خیالی نیچه فیسلوف آلمانی و یوزف برویر پزشک معروف و استاد زیگموند فروید است

اتفاقات این کتاب در وین قرن ۱۹ ام رخ می دهد.لو سالومه به دیدن یوزف برویر می رود تا درباره ی بیماری نیچه و راهی برای معالجه ی آن از وی کمک بطلبد

برویر تصمیم می گیرد تا “بیان درمانی” را برای نیچه به کار گیرد.روشی که با آن آنا بیمار قبلی اش را درمان کرده بود و به شهرتش افزوده بود اما نیچه حاضر نیست روان خود را به دست کسی بسپارد و از برویر می خواهد جسمش را درمان کند

ادامه ی کتاب رویار.یی یوزف برویر و نیچه و سعی هرکدام برای درمان دیگری و دوئل های گفتاری که به زیبایی و استادانه توسط نویسنده به تصویر کشیده شده است

این دو مرد اسرار آمیز تا ژرفنا های وسواسی خود بیش می روند و به نیروی قدترمند دوستی می رسند

وقتی نیچه گریست

اروین.د.یالوم

سپیده حبیب

نشر قطره