چكيده نظر منتقدين از کتاب “اینجا شب هایش بلند است”از بهمن کامیار

رمان”اينجا شبهايش بلند است”در شهركتاب مركزی نقدو رونمايی شد.
چكيده نظر منتقدين
•محمد حسينی(نويسنده،ويراستار ومنتقد ادبی)
این یک کتاب بسیار خواندنی‌ای است.کسانی که من را می‌شناسند می‌دانند که تعارف ندارم اول‌ازهمه با خودم.کتاب خواندنی است؛شما این کتاب را خیلی روان خیلی با لذت می‌خوانیدوتمامش می‌کنید.


•حُسن عجیب دیگرش نثر خیلی خوبی است که دارد.من تقریبا بیمار این ماجرا هستم وقتی کتاب را می‌خوانم بیشتر غلط‌ها را می‌بینم فرق ادبا و ویراستارها همين است. من در طول این کتاب و بندرت شاید به ۴ مورد برخوردم که باخود گفتم کاش این کلمه این‌طور نبود. اين يك رکورد خوب و عجیب‌وغریبی است چون که در کتاب‌های نویسندگان خیلی مشهور در هر ۵ صفحه ۴ مورد از اين دست غلط‌ها پیدا می‌شود؛این ویژگی مهم این کتاب بود.
•ما در این کتاب با نویسنده‌ای طرف هستیم که حتی یکجا احساس نمی‌کنیم که او یک مرد است و مردانه فکر می‌کند و می‌خواهد خودش را به‌عنوان یک زن به ما غالب کند.کاملا درست نگاه می‌کند؛ این توانایی پیش و پا افتاده‌ای نیست ما گاهی چیزهای ساده می‌نویسیم و خواننده باور نمی‌کند.
•به خاطر داوری تمام رمان‌های سه سال گذشته را خوانده‌ام تا آنچه دیروز منتشر شده.به تعداد انگشتان دو دست نمی‌رسد کتاب‌هایی که شما رغبت کنید تا صفحه آخرش بخوانید اما این کتاب، کتابی بود که با میل و اشتیاق خواندم،خیلی جاها به دلم نشست خیلی جاها به نویسنده آفرین گفتم یکی به خاطر نثر و یکی به خاطر لذتبخشی متن و دیگری ساختن کاراکتری که انتخاب کرده بود.
شيوا مقانلو(نويسنده، مترجم و منتقد ادبي)
•یک دلیلی که کار را دوست داشتم و امروز هم اینجا هستم همین بود که یک مرد پا به دنیای جسورانه‌ای گذاشته بود و آن حیطه نوشتن از یک زن عاشق بود که در مقابل دو مرد قرار دارد و به‌خصوص که هرچقدر داستان جلوتر می‌رفت به یک غافلگیری‌رسید به‌خصوص در انتها.همان انتها من‌را خیلی راغب کرد که حتماً درباره‌اش صحبت‌کنم.
•وقتی داستان شروع می‌شود وقلابش را می‌اندازد هرچقدر جلوتر می‌روید ریتم بهتر می‌شود و پایان‌بندی که خیلی پایان‌بندی خاصی است
•با یک رمان عاشقانه طرف هستیم ولی عشقی که از زبان يك زن تعریف می‌شود و جسارت نویسنده مردی که جای راوی زن نشسته و عبارت زنانه را به چالش كشيده است ستودنی‌است.
سپيده قادري(منتقد)
•به‌حسب موقعیت کاری که دارم کتاب‌های زیادی می‌خوانم.باید درمورد کتاب‌ها تصمیم بگیرم كه مي‌تواند براي نقد در شهركتاب انتخاب شود یا نه.از معدود کتاب‌هایی‌که در طول یکروز کامل تاساعت 10شب در شهرکتاب ماندم تا تمام شودو بی‌تعلل انتخابش کردم.

اینجا شب هایش بلند است/بهمن کامیار/نشر کوله پشتی

نقد رمان جنگ و صلح از تالستوی

یکی از بهترین دوران زندگیم،وقتی بود که این شاهکار ادبیات رو خوندم اون هم در 16 سالگی…کتاب رو از کتابخانه ی پدرم برداشتم با ترجمه ی اقای کاظم انصاری.با اینکه رمان به نسبت سخت خوانی بود ولی نبوغ تالستوی من رو افسون کرده بود.اینکه چجوری کسی می تونه نزدیک به ششصد شخصیت رو خلق کنه و به این زیبایی توصیفش کنه…در توصیف جنگ ها انگار اونجا حضور داشته و همه چیز رو با چشم خودش دیده که در این صورت هم نمی شه به این دقت وقایع رو بازگویی کرد. تالستوی یگانه نابغه ی ادبیات هست و خواهد بود

درباره ی کتاب


جنگ و صلح روایتی است از جنگ بین فرانسه ی تحت سلطه ی ناپلئون بناپارت و روسیه ی تزازی به سرکردگی تزار الکساندر.رمان جنگ و صلح اوضاع تاریخی و اجتماعی روسیه را در سال‌های 1805 تا 1820 (یک فاصله زمانی پانزده ساله از زندگی قهرمانان روسیه) به تصویر می‏کشد، که در نزد تاریخ شناسان به عنوان دوره کاترین کبیر نام‌گذاری شده است و در این بین هم سعی کرده تا جزیایت واقع شده در میان پنج خانواده سلطنتی و اشرافی را به تصویر بکشه

تالستوی در این کتاب روایتی متفاوت و چند جانبه از داستان را به ما ارائه می ده،به این صورت که با روایت جزئیات دقیق،مسائل تاریخی رو به زیبایی هرچه تمام تر شرح می ده.کتاب در جایی داستان رو از زبان راوی کل و در جایی از زبان یکی از شخصیت ها روایت می کند

همونطور که از اسم کتاب پیداست،سیمای جنگ با تمام جزئیات به خوبی به تصویر کشیده شده

مضامین کتاب

در طول جهان این رمان مضمون هایی چون سرنوشت آزاد و تقدیری از پیش تعیین شده مورد بررسی قرار می گیرند

مفهوم آزادی از دیگر مضامینی هست که در کتاب به اون پرداخته شده.تالستوی می خواد بگه مفهوم آزادی پیچیده است و و آزادی بستگی به موقعیتی که در آن قرار داریم،داره


ترجمه


به نظرم ترجمه ی آقای سروش حبیبی بهترین و روان ترین ترجمه ایی هست که از این کتاب در ایران وجود داره و متن از روسی به فارسی برگردانده شده

چگونه کتاب را بخوانیم
به نظر من چون شخصیت ها بسیار زیادن، حتما اول مینی سریالی که با اسم war&peace در سال 2016 ساخته شده رو ببینید

چگونه فلسفه بخوانیم

چگونه فلسفه بخوانیم

ما قراره فلسفه بخونیم تا بتونیم دنیای اطرافمون رو بهتر درک کنیم…بتونیم مستقل فکر کنیم و مهم تر اینکه بتونیم همه چیز رو زیر سوال ببریم….به همه چیز شک کنیم و این کارها نهایتا باعث می شه زندگی عقلانی تری داشته باشیم.دوستانی که پست اینستا رو ندیدن اینجا دوبراه مطلب رو قرار می دم

شروع فلسفه


ابتدا #دنیایسوفی رو بخونید. #یوستینگردر تاریخ فلسفه رو به صورت یک داستان جذاب با متنی بسیار ساده و قابل فهم بیان می کنه و بعد از این کتاب یک کلیتی از فلسفه به دست میارید

کتاب بعدی که در این سطح باشه. #سرگذشتفلسفه از #برایانمگی هست. یک کتاب مصور از نویسنده ایی که به نظرم هر چیزی ازش پیدا کردید بخونید. پست رو ورق بزنید می تونید کتاب رو ببینید
بعد از این دو کتاب می تونید کتاب #خودآموز_فلسفه ی مل تامپسون رو بخونید

دو سری کتاب در ایران داریم که می تونید سراغشون برید و بهشون اشاره می کنم

اولیش #تاریخفلسفهکاپلستون هست که توسط خبره ترین و بهترین مترجمان کشور،در نه جلد ترجمه شده.از اولین فیلسوفان یونانی تا فیلسوفان معاصر رو در خودش داره و البته کمی متنش ممکنه سنگین باشه

سری بعدی #تاریخفلسفهراتلج هست که به تازگی چاپ شده… متن روانی داره و به نسبت جدید تر هست و ترجمه ی خیلی خوبی هم داره. پست رو ورق بزنید کتابش رو می تونید ببینید

برایان مگی

فلاسفه_بزرگ از برایان مگی یک کتاب فوق العاده است که مگی راجع به هر فیلسوفی می ره با آدم های مهمی مصاحبه می کنه و واقعا تونستید پیداش کنید و بخونیدش


چند نکته
به هیچ عنوان فکر نکنید که مثلا آثار افلاطون چون قدیمی تر هست ارزش خوندن نداره یا چون در دنیای پست مدرن زندگی می کنیم پس باید سراغ فلسفه ی پست مدرن برید. دنیای اندیشه ها مثل یک پازل می مونه و هر کدوم از این فيلسوف ها یک نقشی در اون داشتند

راجع به اینکه چجوری #نیچه و #شوپنهاور بخونیم در پیج و سایت مطلب هست و می تونید اون ها رو هم ببینید

متاسفانه کارل مارکس رو به عنوان فیلسوف به دنیا قالب کردن…مارکس در بهترین حات یک جامعه شناس متوهمه که باعث و بانی مرگ ملیون ها انسان بی گناه هست….هرچی از سراب چپ بیشتر دور بشید ذهن باز تری پیدا می کنید

پوست گردو از ای ین مک یوئن

اتفاقاتی در صنعت نشر ایران داره رخ می ده که بعضی موقع ها واقعا هاج و واج می مونم که ایا واقعا این کتاب ها در ایران داره چاپ می شه؟و بعد یه مدت خبرش میاد که کتاب توقیف شده… پوست گردو رو برای این نخوندم تا ببینم چرا توقیف شده و دوباره اجازه ی چاپ گرفته…فقط و فقط به خاطر مک یوئن بوده کسی که در لیست صد فرد تاثیر گذار در فرهنگ بریتانیا در رده ی نوزدهم ام قرار گرفته و انگلیسی ها اون رو می پرستن و انگلیسی های مغرور هر کسی رو بهش انقدر باج و بها نمی دن
____________________________________

درباره ی کتاب

رمان پوست گردو اخرین رمان این نویسنده ی انگلیسی است و با جمله ایی از هملت اغاز می شه «آه خدای من! اگر این خواب‌های پریشان را نمی‌دیدم می‌توانستم در پوست گردویی محصور باشم و خود را پادشاه سرزمینی بی‌کران بدانم.» راوی داستان ما یک جنین است…راوی داخل یک پوسته است. پوسته ای به نام رحم مادر که مأمن اوست…او همه چیز را می شنود و همه چیز را درک می کند…گویا پیش از تولدش متولد شده و بالغ شده ….حرکت‌هایش وابسته به مادرش است، مادری که خائن به پدر است و لاجرم او آنجایی می‌رود که مادر می‌رود و چیزهایی را می‌بیند که مادر می‌بیند و می‌گوید؛ اما در شنیدن مستقل از مادر است. ابزار روایت او شنیده‌ها و همچنین درک حرکات و حس ششم است. شاید بتوان گفت اعجب‌انگیزی انتخاب راوی نه در انتخاب یک جنین بلکه در این است که یک جنین نه از درون که کاملا از بیرون روایت می‌کند بدون آنکه ببیند

ایده ی اولیه این رمان زمانی به ذهن مک یوین رسید که در حال چت کردن یا دختر خوانده ی حامله اش بود و او احساس می کرد که آن کودک درون شکم دخترش هم حضور دارد و می شنود

_____________________________________

چرا باید پوست گردو را بخوانیم؟

اول اینکه ترجمه ی فوق العاده خوبی داره و خانم شایان از پس متن سنگین یوئن خیلی خوب بر آمده
دوم اینکه اگر می خواید یک کتاب خاص و پر مغز بخونید این کتاب رو از دست ندید و خواندنش هم مشکل نیست و سریع جذب لایه های ظریف و فلسفی کتاب می شید
_________________________________
اطلاعات کتاب
پوست گردو/ای ین مک یوئن/فرشته شایان/نشر نفیر/16000 تومان

به سوی فانوس دریایی از ویرجینیا وولف

بعضی کتاب ها انقدر شاعرانه و زیبا نوشته شده اند که به خودت می ایی و می بینی در ترافیک همت در میان هزاران خودرو بی جان گیر افتاده ایی و ناگهان خانم رمزی را تصور می کنی که در حال بافتن جورابی است که فردا روز به پسرک نگهبان فانوس دریایی بدهد…این قدرت ویرجینیا وولف است…کتابی پر از سمبول ها، که جنبه ی روانشناختی شخصیت ها است که مورد توجه و تاکید است و نویسنده بیشتر به حالات تفکرات و درک شهود و ترکیب خاطرات و در کل به دنیای درون می‌پردازد. دنیای عادی یا به عبارت دیگر دنیای خارج برای او فقط نقش زمینه را بازی می‌کند
این را هم بدانید که رمانی بسیار سخت خوان است و در سبک سیال ذهنی نوشته شده

درباره ی کتاب

به سوی فانوس دریایی، به سه بخش (پنجره، زمان می گذرد و فانوس دریایی) تقسیم شده است

بخش اول که بیشترین حجم کتاب را هم در بر می گیرد پنجره نام دارد
پنجره معانی مختلفی می تواند داشته باشد…شاید پنجره ای برای ما برای شناخت قهرمانان داستان… شاید پنجره ای برای قهرمانان داستان تا از آن به فانوس دریایی برسند و شاید خود داستان که با راوی های مختلفی و به عبارتی دیگر از پنجره های مختلفی روایت می شود.

قسمت دوم کتاب : زمان می گذرد روایتی سریع از سرنوشت قهرمانان داستان طی ده سال آینده است
بخش سوم و پایانی داستان تحت عنوان فانوس دریایی برمی گردد به این که در غیاب خانم رمزی قهرمانان داستان دوباره به خانه ی قدیمی برمی گردند. آقای رمزی و پسرهایش به فانوس دریایی می روند… لی لی بریسکو نقاشی اش را در حالتی که به شهود رسیده است کامل می کند و کارمایکل به شهرت زیادی در شعر دست می یابد . همه ی آنها راه خویش را پیدا می کنند و به شناخت می رسند . در واقع خانم رمزی که واسطه ی شناخت آنها از زندگی بود به آرزویش می رسد