چكيده نظر منتقدين از کتاب “اینجا شب هایش بلند است”از بهمن کامیار

رمان”اينجا شبهايش بلند است”در شهركتاب مركزی نقدو رونمايی شد.
چكيده نظر منتقدين
•محمد حسينی(نويسنده،ويراستار ومنتقد ادبی)
این یک کتاب بسیار خواندنی‌ای است.کسانی که من را می‌شناسند می‌دانند که تعارف ندارم اول‌ازهمه با خودم.کتاب خواندنی است؛شما این کتاب را خیلی روان خیلی با لذت می‌خوانیدوتمامش می‌کنید.


•حُسن عجیب دیگرش نثر خیلی خوبی است که دارد.من تقریبا بیمار این ماجرا هستم وقتی کتاب را می‌خوانم بیشتر غلط‌ها را می‌بینم فرق ادبا و ویراستارها همين است. من در طول این کتاب و بندرت شاید به ۴ مورد برخوردم که باخود گفتم کاش این کلمه این‌طور نبود. اين يك رکورد خوب و عجیب‌وغریبی است چون که در کتاب‌های نویسندگان خیلی مشهور در هر ۵ صفحه ۴ مورد از اين دست غلط‌ها پیدا می‌شود؛این ویژگی مهم این کتاب بود.
•ما در این کتاب با نویسنده‌ای طرف هستیم که حتی یکجا احساس نمی‌کنیم که او یک مرد است و مردانه فکر می‌کند و می‌خواهد خودش را به‌عنوان یک زن به ما غالب کند.کاملا درست نگاه می‌کند؛ این توانایی پیش و پا افتاده‌ای نیست ما گاهی چیزهای ساده می‌نویسیم و خواننده باور نمی‌کند.
•به خاطر داوری تمام رمان‌های سه سال گذشته را خوانده‌ام تا آنچه دیروز منتشر شده.به تعداد انگشتان دو دست نمی‌رسد کتاب‌هایی که شما رغبت کنید تا صفحه آخرش بخوانید اما این کتاب، کتابی بود که با میل و اشتیاق خواندم،خیلی جاها به دلم نشست خیلی جاها به نویسنده آفرین گفتم یکی به خاطر نثر و یکی به خاطر لذتبخشی متن و دیگری ساختن کاراکتری که انتخاب کرده بود.
شيوا مقانلو(نويسنده، مترجم و منتقد ادبي)
•یک دلیلی که کار را دوست داشتم و امروز هم اینجا هستم همین بود که یک مرد پا به دنیای جسورانه‌ای گذاشته بود و آن حیطه نوشتن از یک زن عاشق بود که در مقابل دو مرد قرار دارد و به‌خصوص که هرچقدر داستان جلوتر می‌رفت به یک غافلگیری‌رسید به‌خصوص در انتها.همان انتها من‌را خیلی راغب کرد که حتماً درباره‌اش صحبت‌کنم.
•وقتی داستان شروع می‌شود وقلابش را می‌اندازد هرچقدر جلوتر می‌روید ریتم بهتر می‌شود و پایان‌بندی که خیلی پایان‌بندی خاصی است
•با یک رمان عاشقانه طرف هستیم ولی عشقی که از زبان يك زن تعریف می‌شود و جسارت نویسنده مردی که جای راوی زن نشسته و عبارت زنانه را به چالش كشيده است ستودنی‌است.
سپيده قادري(منتقد)
•به‌حسب موقعیت کاری که دارم کتاب‌های زیادی می‌خوانم.باید درمورد کتاب‌ها تصمیم بگیرم كه مي‌تواند براي نقد در شهركتاب انتخاب شود یا نه.از معدود کتاب‌هایی‌که در طول یکروز کامل تاساعت 10شب در شهرکتاب ماندم تا تمام شودو بی‌تعلل انتخابش کردم.

اینجا شب هایش بلند است/بهمن کامیار/نشر کوله پشتی

معرفی چند کتاب برای شناخت قوم های آریایی

معرفی چند کتاب برای شناخت قوم های آریایی

می دونم دارید به چی فکر می کنید! وقتی اسم آریایی میاد یاد دلقک های تلویزیون های لس آنجلس می افتید یا یاد نژاد پرست های داخلی یا بدتر از اون یاد جنایت های هیتلر… ولی واقعیت اینکه تمام این سه گروه از این اسم استفاده ی ابزاری کردند…. آریایی ها صرفا یک قوم بزرگی بودند که در این سه کتاب میاد کامل راجع بهشون حرف می زنه… همین! هیچ ایدئولوژی خاصی در این نیست!

در قرن نوزدهم هم دیدن در بحث زبان شناسی، از هند تا اروپا یک شباهت هایی دیده می شه و گفتند که هندو/اروپایی. یعنی ریشه ی مشترک دارند و بعد بعضی ها از این موضوع برداشت اشتباه کردند و گفتند که نژاد آریایی برتر از همه و البته مثلا آلمانی ها بیشتر خلوص نژادی دارند و فرهنگ مال آریایی هاست و…
البته که آریایی ها یک قوم و نژاد بودند و بعد پراکنده شدند اما باید بپذیریم اگر من بگم که آریایی هستم به این معنی نیست که از کسی برترم! صرفا دوست دارم در این گروه قومی قرار بگیرم… شاید هم اگر آزمایش ژنتیک بدم، معلوم بشه که مثلا آفریقایی هستم!نه نژاد پرستم و. نه متوهم

هیتلر کسی بود که هم ناسیونالیسم رو نابود کرد و به تبع اون لغت آریایی رو برای همیشه منفور کرد. انقدر جنایت با این اسم انجام داد و آنقدر ابله های زیادی زیر این اسم نفرت پراکنی کردند که حالا حالا نمی شه این لغت رو تطهیر کرد

راهکار؟؟؟
این سه کتاب رو بخونید… همین…

معرفی ژان بودریار توسط مترجم کتاب های بودریار، جناب اقای پیروز ایزدی

در این پست به طور خلاصه می خواهیم به شما ژان بودریار اندیشمند فرانسوی را معرفی کنیم و در یک پست اختصاصی، به بررسی آثار وی می پردازیم

این مقدمه توسط اقای پیروز ایزدی مترجم کتاب های ژآن بودریار تهیه شده و از ایشان به خاطر این متن ارزشمند،بسیار ممنونیم

تأملی بر اندیشه های ژان بودریار

ژان بودریار (٢٠٠٧- ١٩٣٠) اندیشمند فرانسوی، در طول دوران فعالیت های علمی خود، با الهام از دیدگاه های نئو مارکسیستی، مکاتب نشانه شناسی و سپس رویکردی پسامدرنیستی، نظرات خود را در خصوص نحوه کارکرد جامعه در روزگار کنونی ارائه داد.

در سپهر فکری بودریار، مصرف جایگاهی ویژه دارد؛ در حالی که از دیدگاه مارکس، تولید موتور محرکه سرمایه داری است، بودریار معتقد است که اینک مصرف این نقش را بر عهده دارد. همچنین، بودریار، در چارچوب نظریه های نشانه شناسی، مفهوم نشانه ای کالا را مطرح می کند و بر این باور است که هر فرد از طریق اشیا به جستجوی جایگاه خود در نظام اجتماعی می پردازد. بر این اساس، می توان اشیا یا کالاهای مصرفی را مجموعه ای از نشانه ها در نظر گرفت که موجب ایجاد تمایز در میان افراد می شوند. در نتیجه، می توان گفت که آنها می توانند نقشی عمده در شکل گیری رفتار افراد داشته باشند. به تعبیری، می توان گفت که کالاهای مصرفی یا اشیا شبکه ای از دال های شناور را تشکیل می دهند که توان نامحدودی در برانگیختن امیال مردم دارند. بودریار در دوره دوم فعالیت های علمی خود، رویکردی پسا مدرنیستی در پیش گرفت که عمدتاً مبتنی بر نمادشناسی و در نتیجه، تبلیغات، رسانه ها و شبکه های ارتباطی است. در این چارچوب، ارزش مصرفی کالاها و الزامات تولید، جای خود را به مدل ها، رمزها، تمثال ها، و به طور کلی فراواقعیت می دهند. در حقیقت، مبنای اندیشه های بودریاربر بازنمایی واقعیت توسط نشانه ها استوار است که این امر از مراتبی برخوردارست که بازنمایی وفادارانه آغاز می گردد و در مراحل بعدی، به تحریف واقعیت، ادعای دروغین بازنمایی واقعیت و وانموده صرف می رسد که در آن هیچ گونه رابطه ای با واقعیت قابل تصور نیست. به عبارتی، در اینجا به جای تجربه مستقیم مدلول یک رویداد، با نمادها سر و کار داریم. در این شرایط، از هر چیزی صورتی خیالی ساخته می شود که واقعیت خارجی ندارد و در واقع، مرز بین واقعیت و خیال از میان می رود. از پیامدهای این امر این است که دیگر تمایزی بین حقیقت و نادرستی و نیز میان فضای عمومی و حریم خصوصی نمی توان قائل شد. در اینجا، واقعیت محصول دستورالعمل ها، قراردادها، بازی های زبانی یا نظام های معنابخش است. از منظری دیگر، واقعیت نه در تماس با جهان خارج بلکه از صفحه تلویزیون بر ما نمایانده می شود. بر همین اساس بود که بودریار ادعا کرد که جنگ دوم خلیج فارس، در عالم واقعیت، اصلاً روی نداده است




درباره ی نمایشگاه کتاب و لیست های پیشنهاد کتاب

این روز ها با نزدیک شدن به نمایشگاه کتاب با لیست های عجیب و غریب و بعضا خنده داری مواجه می شیم که در اون به ما القا می کنن که چی بخریم و چی بخونیم و چی خوبه و چی بده… این لیست ها رو دور بریزید.. شما نیستید که کتاب رو انتخاب می کنید بلکه کتاب ها هستند که شما رو انتخاب می کنن… برای من ده سال طول کشید تا برم در جست و جو زمان از دست رفته رو بخرم و بخونم و همیشه توی همه ی لیست ها بوده

بله اگر دیدید چند نفر به ترجمه ی یک اثر اعتراض دارند اون رو نخرید ولی…
ولی کتاب هم یک کالا است و باید براش تبلیغ بشه…. همونجوری که بنجل ترین جنس رو با تبلیغات خوب می شه فروخت، کتاب رو هم می شه این کار رو کرد. بعضا می بینیم کتاب های بی ارزشی که بود و نبودنشون فرقی به حال کسی نداره رو با گوگل ترنسلیت ترجمه می کنن و بیرون می دن و مثلا تعداد نسخه رو 1000 می زنن و بعد دویست تا چاپ می کنن و ده تا چاپ رو رد می کنه

مواظب این کتاب ها باشید… من به نظرم جوجو مویز، الیف شافاک ،دختر دست و صورتت رو بشور و چجوری در یک ماه میلیونر بشیم یک شیادی بزرگه اما باز هم حق ندارم سلیقه ی خودم رو تحمیل کنم… شاید با برایان تریسی واقعا زندگیتون تغییر کرد…کی می دونه

یک پیشنهاد
آخر هفته تا سعی کنید نمایشگاه کتاب نرید چون پشیمون می شید
تا جایی که می تونید سعی کنید از کتاب فروشی ها کتاب رو تهیه کنید… چون همینجوری هم بیشترشون در معرض تعطیلی هستند

معرفی کتاب زندگی مدفون از آلن اسکینز

جو تالبرت، خانواده‌ی خاصی دارد. پدرش قبل از به دنیا آمدن او و مادرش را رها کرده، مادرش هم به اختلال دوقطبی مبتلاست و هم دائم‌الخمر است، و برادر ناتنی‌اش گرفتار اوتیسم است

جو از خانواده‌‌اش به دانشگاهی در شهری دیگر می‌گریزد، و برای یک پروژه‌ی زندگی‌نامه‌نویسی در آغاز تحصیلاتش به سراغ پیرمردی در آسایشگاه سالمندان می‌رود تا تکلیفش را به آسان‌ترین شکل انجام دهد. اما به‌زودی معلوم می‌شود که پیرمرد کهنه سرباز ویتنام و قهرمان ملی است، که به دلیل تجاوز به یک دختر نوجوان و قتل او به حبس ابد محکوم شده و روزهای آخر عمرش را به دلیل بیماری در آسایشگاه می‌گذراند

جو می‌خواهد بداند که این پیرمرد واقعاً یک هیولای کودک‌آزار است یا دست‌های دیگری در کار سرنوشت او بوده، تا شاید خودش هم آرامش گمشده‌‌اش را به دست آوَرد. او همراه دختر سردمزاجی به نام لی‌لا قدم به قدم در دل معمایی جنایی پیش می‌روند که حل آن می‌تواند معنای مدفون زندگی و عشق را برای آن‌ها آشکار کند

یک رمان جنایی و معمایی اصیل آمریکایی با تم روانشناختی… و واقعا از خوندنش لذت بردم. کتاب کشش خیلی زیادی داره و تا آخر کتاب شما رو میخکوبتون می کنه.


جلد اول در جست و جوی زمان از دست رفته(طرف خانه سوان)

در ایام نوروز تونستم جلد اول این شاهکار پروست رو تمام کنم و کمی صبر کردم تا بهتر بتوانم راجع به آن بنویسم… این کتاب مثل یک خواب می ماند یا بهتر است بگوییم مثل اینکه در خواب یک نفر قدم بگذارید… خواب نابغه ایی که از خاطراتش می گوید… از فرانسواز که از او زیاد خوشش نمی آمد اما نمی توانست رهایش کند چون مرغ هایی درست می کند که بسیار خوشمزه اند…از غم اینکه مادرش قبل از خواب او را نبوسیده… از تک تک خاطرات و جزئیاتی که برای روشن شدن هویت و شناختش مهم اند و به خودت می آیی و می بینی چگونه غرق خط به خط این شاهکار شده ایی .


کتاب هم با روایت یک خواب آغاز می شود… راوی از خواب بیدار می شود و تلاش می کند تا بفهمد کجاست و در چه لحظه ایی از زندگی اش سر می کند و حتی کیست و این جست و جو در هفت جلد ادامه پیدا می کند. راوی موفق می شود چیزی را بازیابد که از دستش داده یا گویی گمش کرده… زمان گمشده را .


این یک شاهکار بی همتاست… نه در آن حرفی از سیاست زده شده و نه زیاد به مسائل خاص اجتماعی پرداخته شده… یک اثر شگرف، سترگ و خاص که می تواند زندگیتان را برای همیشه تغییر دهد.

یک پیشنهاد


رمان به‌شدت فرانسوی است و اگر نظر این حقیر را می خواهید در حین خواندنش به شوپن گوش کنید یا هر موسیقی کلاسیک فرانسوی که می توانید گیر بیاورید.

فانوس جادویی زمان از داریوش شایگان


کتاب #فانوس_جادویی_زمان از #داریوش_شایگان نقدی است بر این کتاب و خواندش هم از واجبات. حتی می توانید قبل و در حین خواندن در جست و جو زمان از دست رفته آن را بخوانید و بسیار برای درک فضای رمان کمک می کند .

همانند شهزاده خانم یک تراژدی که از پیرایه های عبثش به تنگ آمده باشد ناخرسند از دست نامحرمی که با رحمت بسیار موهایم را حلقه حلقه کرده و روی پیشانی ام گرد آورده بود،لوله کاغذ های فر را از سرم کنده و با کلاه نو به زیر پا انداخته بودم

در کنار این حوران جوان که در آن باغ فرانسوی رنگ های زنده و پاک مینیاتور های ایرانی را با خود داشتند نیلوفر بهاری هم پیش پا افتاده بود

انسان خردمند و انسان خداگونه

بعضی از کتاب ها به طرز عجیبی بولد تبلیغاتی می شن و یک دفعه می بینی در عرض یک سال چندین چاپ ازشون بیرون میاد و صغیر و کبیر هم میان و راجع بهش حرف می زنن… البته چه بهتر که این جور کتاب ها به چاپ بالا برسن و سر زبون ها بیافتن چون حداقل چیزی برای عرضه به مخاطب دارند… اما سؤال اینجاست که این کتاب برای چه کسانی می تونه جذاب باشه و چه افرادی ممکنه اصلا خوششون نیاد

انسان خردمند



من این کتاب رو شروع به خوندن کردم و وقتی کتاب رو تموم کردم،احساس کردم هیچ چیزی بهم اضافه نشده… هر چیزی رو که این کتاب گفته‌ بود در چندین مستند دیده بودم و در خیلی از کتاب ها و مقالات بهشون بر خورده بودم… کاری که هراری انجام می ده یک دید جدید و تازه ایی به بعضی از مسائل داره و نویسنده و پژوهشگر بسیار توانایی هست و انصافا بحث ها و فصل ها رو خیلی خوب جمع کرده

در این کتاب هراری نشون می ده شش گونه انسان در کره ی زمین زندگی می کردند ولی امروزه فقط یکی به جا مانده که اون هم ما هستیم… انسان خردمند…و در فصل های بعد میاد انقلاب های کشاورزی رو بررسی می کنه تا می رسه به بخش کشف دانایی و در آخر هم انسان عصر مدرن
اگر دوست دارید یک کتاب خوب علمی بخونید و کلی چیز راجع به انسان ها و تاریخ جهان یاد بگیرید این کتاب می تونه کمکتون کنه اما ممکنه خیلی از مباحث برای بعضی از خوانندگان تکراری بیاد و اصلا جذبتون نکنه

انسان خداگونه


به نظرم از کتاب انسان خردمند خیلی بهتر بود و حداقل باعث می شه راجع به مسائل کمی فکر کنید
توی این کتاب نشون می ده که پیشرفت تکنولوژی ممکنه آینده ی انسان رو تغییر بده. ممکنه انسان ها نامیرا بشن.. ممکنه شغل ها از بین برن و حتی روبات ها بتونن شعر و داستان بگن و حکومت مطلقه ی انسان به پایان برسه

معرفی سری کتاب ارباب حلقه ها

این یکی از بهترین کتاب هایی هست که تا به حال خوندم و فکر نمی کنم در باقی عمرم هم بتونم نمونه اش رو پیدا کنم. این سری کتاب سترگ،حکم شاهنامه رو برای ادبیات غرب داره ولی متاسفانه در کشور ما بهش توجهی نشده و کتابی که در دانشگاه های ادبیات دنیا تدریسش می کنن رو کتاب فروشی های ما اون رو در قسمت کتاب نوجوان قرارش می دن!کتابی که اگر کتابخوان حرفه ایی باشید شما رو بهت زده می کنه، خواننده ی متوسط رو شیفته ی خودش می کنه و حتی مبتدی ترین ها هم می تونن به راحتی باهاش ارتباط برقرار کنن

درباره ی کتاب


سری کتاب های ارباب حلقه، در یک سرزمین اساطیری و خیالی “سرزمین میانه” اتفاق می افته.پیدایش این دنیای افسانه ایی تالکین رو می تونید در سیلماریلیون بخونید

ارباب حلقه ها راجع به نبرد خیر و شر است… خیر انسان ها، اِلف ها، هابیت ها و… هستند که توسط سائرون(اهریمن) تهدید می شن.سائرون الفبای اِلف ها رو می دزده و حلقه ایی رو می سازه تا جهان رو زیر سلطه ی خودش ببره. یاران حلقه داستان اتحاد انسان و هابیت و… است برای نابودی حلقه و در دو برج ادامه پیدا می کنه تا در بازگشت پادشاه به شکوه خودش برسه


سبک

ژانر ادبی ارباب حلقه ها فراروایت هست.در هر فصل، داستان یکی از یاران حلقه روایت می شه و در قالب یک داستان بزرگتر به هم پیوند می خورن

کتاب پر از توصیفات فوق العاده و زیباست… جنگ ها، نماد ها، مکالمه ها، ترس ها و امید و ناامیدی ها

اقای علیزاده به خوبی و با دقت وصف نشدنی این کتاب رو ترجمه کردند و نشر روزنه با بهترين کیفیت ممکن و با کلی نقشه ی سرزمین میانه اون رو چاپ کرده


اگر فیلمش رو دیدید و لذت بردید بدونید لذت خوندن کتابش چندین برابر هست

جین ایر از شارلوت برونته

حتی کتاب هم راجع به اینکه “چرا باید کلاسیک ها رو بخونیم” نوشته شده. ادبیات کلاسیک رو معمولا رمان هایی می دونن که پر از رمانتیسم و توصیفات شاعرانه است و بعضاً خوندنشون هم می تونه خسته کننده باشه .ولی کلاسیک ها به هیچ عنوان خسته کننده نیستند. حداقل برای نسل ما و برای انسان مدرن اینجوری نیستند

هنوز هم می شه زیباترین توصیف از انسانیت و روابط آدم ها رو در لابه لای این کتاب ها پیدا کرد. ما کلاسیک ها رو می خونیم تا بتونیم تاریخ رو درست درک کنیم. مثلا در همین رمان جین ایر می تونیم وضعیت زنان در دوران ویکتوریایی رو مشاهده کنیم.اینکه چه فرصت های محدودی داشتند و تنها راه مقابله با این بی عدالتی های جنسیتی، نوشتن بود تا این اندیشه ها رو به بقیه انتقال بدن.

درباره ی کتاب


این رمان درباره ی دختری است که با سختی های زیادی بزرگ می شه و پدر و مادرش رو در کودکی از دست می ده و بعد از اینکه ناملایمت های زیادی از طرف بستگانش می بینه به پرورشگاه برده می شه. با سمت معلمی به خانه ی اشرافی می ره و ارباب خانه آقای روچتسر به اون علاقه مند می شه

متن کتاب



«فکر می‌کنی می‌توانم بمانم و برای تو به موجود بی مقداری تبدیل شوم؟ فکر می‌کنی من یک ماشین هستم؟ ماشینی بدون احساس؟ تو می‌توانی تکه‌های غذای که از دهانم بیرون می‌آید و قطرات آبی که از فنجانم بیرون می‌ریزد را تحمل کنی؟ فکر می‌کنی چون فقیرم، سرشناس نیستم، ساده و بی تکلفم، بی روحم و دل ندارم؟ اشتباه می کنی! من هم به اندازه تو روح دارم، به همان اندازه قلب دارم. من اکنون بر اساس آداب و رسوم با تو حرف نمی زنم. حرف زدنم با تو بر اساس عرف و رسوم جامعه نیست، حتی با جسم فانی ایست که با تو سخن می گویم. این روح من است که به روح تو اشاره دارد، انگار که روح هردویمان از قبر عبور کرده باشد و در محضر خداوند ایستاده باشیم، مساوی و برابر، همان گونه که هستیم

ولگرد های دارما از جک کرواک

جک کرواک و کتاب هاش بر روی بسیاری از انسان ها و افراد معروفی از باب دیلن تا چارلز بوکوفسکی تاثیر گذاشته. اسم جک کرواک با دهه ی پرتنش شصت در آمریکا گره خورده و کرواک پایه گذار نسل بیت نیز هست … نسلی سرخورده بعد از جنگ جهانی دوم که به مدرنیته می تاختند … جوون هایی که از انقلاب کوله پشتی تاثیر می گرفتن… با کوله پشتی هاشون از شهر بیرون می رفتن و به کوه و دشت پناه می بردند و به ادیان شرقی نیز علاقه مند بودند

درباره ی کتاب

قهرمان داستان “رِی اسمیت”،جوان سرکشی است که در یک سفر زمستانه به کارولینای جنوبی می ره. ری در هر شرایط آب و هوایی به مراقبه می پردازد و در خلال سفر هایش با جایی رایدر یکی از فراگیران مکتب ذن و علاقه مند به زندگی آشنا می شه

این کتاب برای زمان بودیسمی جک کرواک هست و از دید اول شخص روایت می شه و پر از توصیفات زیبا از سفر های ری است. از قهوه درست کردن تا چیدن قارچ و حس و حالش در موقع یادگیری اشعار هایکو



متن کتاب


“الواه رفت بخوابد و من نشستم و چشم‌هام را بستم و فکر کردم که “فکر کردن متوقف شده”، اما چون ناچار به همین هم فکر می کردم، پس فکر کردن متوقف نشده بود، اما موجی از شادی ریخته بود روی سرم، چراکه می‌دانستم این تشویش‌ها همه‌اش فقط رؤیایی بوده که حالا دیگر تمام شده و مجبور نیستم نگرانش باشم، چرا که من من نبودم؛ و دعا کردم که خدا، یا تاثاگاتا، فرصت و احساس و مقاومت کافی بهم بدهد که بتوانم با مردم از انچه که می‌دانم بگویم (حتا حالا هم نمی توانم درست بگویم)، آن وقت آنها هم آنچه را که من می‌دانم، خواهند فهمید و دیگر نومید نخواهند شد. درخت کهنسال در سکوت داشت نگرانم می‌شد، موجودی زنده. صدای جیرجیر موشی را میان علف‌های باغچه شنیدم. پشت بام‌های برکلی، همچون تنهای زنده‌ی مفلوکی در نظر می‌آمدند که به اشباح غمزده‌ای که از ابدیت ملکوت‌ها می‌آمدند و می ترسیدند ظاهر شوند، پناه می‌دادند. وقتی که رفتم بخوابم، دیگر نه فکر و نه خواهش هیچ پرنسسی و نه نکوهش هیچ کسی مشغولم کرده بود به خود، و حس خوبی داشتم و خوب خوابیدم”